این روزا بیشترین چیزی که آزارم میده،اعتماد به نفسمه که هر بار باید به بدبختی از ته کفشم
یا دمپایی روفرشیم جمعش کنم!!!
دکترم میگه این خدشه دار شدن اعتماد به نفست،خیلی طبیعیه بعد از اون بحران!
بهش میگم:امروز که داشتم میومدم مطب شما،تو آیینه آسانسور که به خودم نگاه کردم،
دلم میخواست از همون جا برگردم!!!!! فقط ۱۰۰ بار به خودم گفتم مرده شور ریختت رو ببرن!!!!!!
دکترم بعد از اینکه هفت هشت بار تاکید میکنه که اصلا اهل تعریف کردن از کسی نیست،میخواد
به من القا کنه که خیلی جذابم(!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!) و همین باعث
میشه که من بیشتر به خودم شک کنم!!!!
این روزا به خاطر ۸ کیلو اضافه وزنم حاضر نیستم پامو توی هیچ مهمونی یا قرار دوستانه ای بگذارم!
دلم نمی خواد تو اتاق رییسمون برم بس که این مدت هر وقت منو دیده میگه:
وااای خانم نهال! چقدر تپلی شدید!!!! ولی خیلی خوشگل تر شدید ها!!!!
براشم اصلا و ابدا مهم نیست که ۷ تا مرد گنده دیگه هم دورمون هستند و من دارم میرم زیر زمین!
دلم میخواد برم زیر زمین چون نمی تونم بهش بگم آخه شما کجا بودی وقتی من شر و شر از
روده ام خون میومد جوری که از اسفند به بعد از بوی خون توی حمام یا دستشویی حالم بهم
میخورد و میخواستن یه تیکه از روده ام رو بردارن و فقط به عنوان آخرین تلاش ،به زخم روده ام
فرصت دادند که یه دوره مصرف کورتون رو هم تجربه کنه ! و من از سر استیصال مجبور به مصرف
مقدار زیادی کورتون شدم و بعد هم مثل بادکنم باد کردم!!!! ولی الان ۵/۱ ماهه خون ریزی ندارم
دیگه!!!!!!!
(اینا رو این جا براتون نگفته بودم!!! بس که حالم بد بود!!! روحی و جسمی!!!! آره! وضعیت روده ام
به خاطر بحران های روحی ام به حدی وخیم شد که برام شورای پزشکی تشکیل شد! یه سری
روش های تشخیصی وحشتناک و ۱۰۰ برابر بدتر از کلونوسکوپی برام نوشته شد و بعد ،پیشنهاد
لیزر تراپی شد که با اکثریت آرا به خاطر بازگشت سریع مجدد مردود شد و بعد هم از سر ناچاری
عمل،که اونم ۲ تا از پزشک های حاضر در شورا پرونده ۲ تا مریض رو آوردن که بعد از عمل با خون
ریزی مجدد برگشته بودند!!!! اینم بگم که این نوع زخم-زخمی که من دارم-بسیار نادر هست!)
بماند!!! ولی یکی نیست به امثال این رییس من بگه اولا که اصلا صحیح نیست که تو در این
مورد حرف بزنی و بعد هم،چرا جلوی این همه آدم که بعدا هر کدوم برگردن هر چی بخوان و هر
وقت بخوان بگن،و بعدم،شاید طرف یه مشکلی داشته باشه واقعا!!!!!
اون روز بعد از مدت ها و شاید برای سومین بار تو عمرم خانم همسایمون رو تو لابی آپارتمان دیدم
بعد برگشته به من میگه: وای عاطفه جون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!(نمی دونم چرا به من میگه عاطفه!!)
چقدر تپلی شدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حالا جالبه خودش داره با قد کوتاه میترکه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!از چاقی!!!!
من نمی دونم تا کی باید برا ۸ کیلو اضافه وزن به همه توضیح بدم؟؟؟؟؟؟البته الان یک ماهه که
۵ کیلوگرم وزن کم کردم(با رژیم) و اضافه وزن رو به ۸ کیلو رسوندم!!!
ولی جدا موندم که این فرهنگ بر باد رفتمون ،آیا دیگه درست میشه اصلا؟؟؟
به نظر شما درست میشه؟؟؟؟ به نظر شما زمانی میرسه که یاد بگیریم اینقدر در مورد هم ،
بدون اجازه یا دلیل اظهار نظر نکنیم؟؟؟ یاد بگیریم که در شخصی ترین مسایل اطرافیانمون
دخالت نکنیم و حد و مرز خودمون و حریم طرف مقابلمون رو بشناسیم؟؟؟
الان ۲ هفته است که کلاس رقص میرویم و هم چنان داریم با حرکت «بی نهایت» حال میکنیم!!
لابد می پرسید این حرکت «بی نهایت» چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
علامت بی نهایت ریاضی را که خاطر شریفتان هست؟؟؟؟ خوب! حالا با یک عضو مبارکتان(!)
آن علامت را در فضا(!!!!!!!) ترسیم نمایید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


این ها همه فوت و فن کوزه گری بود که به شما آموختیم ها!!!!! باشد که قدر بدانید!!!!!
چون دیگر نمی آموزانیم! اصلا شما هم بروید و جرینگی پول بدهید و هی علامت بی نهایت ترسیم
نمایید!!!!!!! چون ما اگر طبیب بودیم سر در حال کچل شدن خودمان را درمان می نمودیم!!!!!
خودمان داریم زور میزنیم و می آموزیم!!!!!!!!! چه برسد به تدریس!!!
والا!!!!!!!
آرام جان مادر!!! ما هم مثل همه(!!) این روزها داریم با رقص کیف می نماییم!!! شما چطور؟؟؟؟
ایروبیک هم از امروز رفتم! اون هم خوب بود! باشگاهی که من میرم،چون نزدیک خونمون هست و
سال هاست به صورت ناپیوسته میرم،همه مربی ها و منشی ها و پرسنل من رو میشناسند و با
هم دوستیم!
این بهم حس خیلی خیلی خوبی میده!!!!!
برای پیاده روی هم دنبای یه پایه ی مورد اطمینان و صمیمی و خوب ،با پشتکار زیاد میگردم!
باشد که موفق شویم!!!
۹۰٪ از همه این کار هایی که میکنم،فقط و فقط و فقط برای وضعیت روحی و بالا بردن اعتماد به
نفسمه!! حدود ۳ ماه کامل خودم رو تو خونه و اتاقم،در بدترین شرایط حبس کرده بودم ...
دارم سعی میکنم که بلند شم...
نکته آموزشی زنانه(فقط بانوان بخوانند):
من بعد از کم کردن وزن،دچار یه سری ترک های قرمز رنگ روی بازو و ...شدم! چون پوست بدنم
هم نسبتا سفید هست،منظره جالبی نبود! ضمن این که خودم هم با توجه به وضعیت گل
منگولی اعتماد به نفسم(که ته ِدمپایی روفرشیم گیر کرده الان)،خیلی روی این موضوع حساس
شده بودم!!
تا این که چند روز قبل رفتم پیش متخصص پوست!
دکتر می گفت این ترک ها،تا وقتی قرمز هستند ممکنه درمان بشند و وقتی سفید شدند دیگه
خوب نمیشند مگر با لیزر که اونم قطعی نیست!
گفت تنها چاره اش اینه که از همین امشب مصرف ویتامین «سی» رو زیاد کنی و از کرم ویتامین
«سی» موضعی هم استفاده کنی!
کر ِم ویتامین سی «سی گل» که خیلی هم کوچک هست و باید هر وقت از روز که شد به صورت
دورانی روی پوست استفاده بشه!!!
خوب من ۲-۳ روزه که استفاده کردم و واقعا موثره! حد اقل اینه که از اون وضعیت بحرانی یه کم
خارج شد پوستم!
ولی خوب! کرم خیلی کوچکه و زود تموم میشه و تقریبا هر ۳-۴ روز یک بار باید یکی خریداری بشه!
که البته اینش اصلا مهم نیست به شرط این که واقعا نتیجه بده!
این تجربه من بود که خواستم شما هم بدونید...هر کی هم راه یا داروی موثرتری سراغ داره،
لطفا کامنت بگذاره تا همه بتونند استفاده کنند..
.
.
.
من شخصا شرمنده همه آقایونونی که تا آخر خوندن هستم!!!! چون میدونم که الان ۲ خالت دارند:
۱-دارن به ما ها می خندن با این دغدغه ها مون!!!!

۲-یا عصبانی هستن که وقت گرانبهاشون با این تیکه آخر هدر شده....!!!!!!!