برای اونایی که قسمت اول رو خوندد: عجالتا قسمت دوم هم به ادامه مطلب اضافه شد!
جریان از اون جایی شروع شد که به خاطر مسافرتم به تهران و بعد هم انجام
کلونوسکوپی،نرسیدم که برم پیش مشاور خودم که آرام عزیز زحمت معرفیش رو کشیده بود!
تا این که ۳ هفته قبل ،اول هفته با منشی اش تماس گرفتم که گفت اصلا وقت نداریم!هفته بعدش
تماس گرفتم که باز هم همینو گفت! هفته بعد ترش هم همین!
خلاصه شنبه هفته فبل،بعد از نا امیدی کامل از این مساله،و با توجه به این که شرایط خیلی بدی(
که حتما در جریان هستید) داشتم،در اوج ناامیدی و بحران روحی،در حالی که پیاده به سمت خونه
می رفتم،از ۱۱۸ شماره یه مرکز مشاوره رو گرفتم و راهم و کج کردم به طرفش!
خلاصه ظاهرا مرکز مال یه خانم روانشناس بود که یه عده دیگه هم توش کار میکردن!
و از اونجایی که من برای این مشکل ترجیح می دادم که با یه مرد صحبت کنم،از یکی از مشاورها
که یه آقای دکتر بود نوبت گرفتم و منتظر موندم تا بیاد!
تو مدتی که در انتظار بودم،اولین چیزی که نظرم رو جلب کرد رفتار منشی اش بود! که با این که
کاملا مشخص بود جایگاه اجتماعی و یا حتی خانوادگی آنچنان بالایی نداره،اونقدر متکبر و از سر
برتری(!) با همه مراجع کننده های اون مرکز رفتار میکرد که انگار به خودش قبولونده بود همه اونجا
دیوانه هستند جز خودش!!!!!
حالا ببینید من چقدر اون لحظه مستاصل بودم که با این شرایط اون جا نشسته بودم!!
خلاصه دکتر اومد و من به اتاق مشاوره رفتم!
بعد از ۱۰ دقیقه ای که حرف زدم ،اولین عبارتی که گفت این بود: نهال هر چه سریع تر این رابطه
رو کات کن!
خوب من هم با اون شرایط با اون حرفش زیاد مخالف نبودم و اصلا مشاوره اومده بودم که اون بهم
بگه کارم درسته یا نه!
خلاصه توی اون یه ساعت خیلی راهنمایی یا حرف اثربخش یا کلیدی بینومون رد و بدل نشد جز
این که گفت کات مجددا!
خیلی هم عجول بود و سریع پاشد که یعنی تو هم پاشو(حالا جالبه که پولشو جلو جلو گرفته بود
و مریض دیگه ای هم نداشت) و بعد هم گفت باید یه تست ال ان پی پر کنی و بعد من جوابش رو
بدم و بعد با توجه به اون بگم باید چکار کنی!
خلاصه اومدم بیرون و به منشی اش میگم،منشیه هم در حال بالا انداختم آجیل سویا،میگه دو تا
تست داریم! یکیش که جزییاته با ۵۷۰ تا سوال ۳۰ تومان،یکیش کلیاته با ۱۵۰ تا سوال ۱۲ تومان!!!!
منم گفتم پس قربون دستت بی زحمت همون ۳۰ تومنی رو بپیچ بریم!!!!
دقیقا انگار رفتی در سبزی فروشی!!! بعدم من توی اون بحران روحی،فکر میکردم وای چه خبره که
باید تستم بدم!! اصلا شاید تست رو دادم مشکلم حل شد!!! خلاصه...اصلا آدم تا این جوری مثل
من مستاصل نباشه،کمتر سر و کارش به این جور جاها می کشه! یعنی تو ایران که این جوریه!
ازش گرفتم بعد میگه توی اون یکی اتاق پر کن! میگم مگه نمیشه ببرم خونه؟؟؟؟؟ میگه! نه!
سوال هاش لو(!) میره!!!!
ادامه دارد...
...بعد نشستم حل کردم!!
سوال هاش مثلا این مدلی بود:
س:مرتب استفراغ نمیکنم!
ج: یا یلی/یا خیر
بعد من میزدم بلی! (یعنی همین طوره که شما میگید! زیاد استفراغ نمیکنم)
خلاصه بعد از ۲ ساعت که سوال ها رو جواب دادم و اومدم بیرون،خانم در ادامه آجیل سویا
خوردنشون فرمودن که نه!!! اشتباه جواب دادی! مطابق با فعل باید میزدی!
مثلا در جواب اون سوال باید میزدی نه! یعنی نه! استفراغ نمیکنم!!!
بعد بهش میگم اگه این جوریه که من همه رو اشتباه زدم!!!! ولی شما اشتباه نمیکنید؟؟؟
این مدلی از نظر گرامر و دستور زبان اشتباهه! این بد ترجمه شده شاید!
فقط یه پوزخند مسخره میزنه که یعنی به تو چه!!!
خلاصه خانم لطف کردن و از دکتر اجازه گرفتن که من سوال ها رو ببرم خونه و فردا بیارم که دکتر
هم لطف کنند و هفته بعدش جواب بدن!
خلاصه بردمش خونه و حلش کردم با هر بدبختی و تحویلش دادم!
خلاصه عصری(یکشنبه) رفتم مرکز! وارد که شدم آقای دکتر(که دست بر قضا روستایی هم هست)
نشسته تو سالن و داره با موبایلش بازی میکنه!
خلاصه خانم منشی رو هم صدا زده،منشی اومده پول گرفته دوباره و من رو فرستاده تو اتاق!
خلاصه دردسرتون ندم!!!
من خودم که رفتم نشستم،شروع کردم و به دکتره گفتم که دکتر به نظرتون اون تست،ترجمه اش
اشتباه نیست؟؟؟آآخه این نوع جواب دادن اشتباهه! از نظر دستور زبان نمی خونه!
خلاصه بعد از کلی بحث و ..مشخص شده که تست همون جوری که من خودم بار اول حل کردم حل میشه!!!
بعد منشی رو صدا کرده،با همون اعتماد به نفس کذایی و اون لبخند ژکوندش اومده تو!
جریان رو بهش گفته،منشی میگه نهههه!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من نگفتم که!!!
میگم پس من تست رو برا خنده بردم خونه از اول پاک کردم و زدم؟؟؟؟؟؟
میگه من که نگفتم!
بعد برگشته جلو دکتره میگه: ایشون تو ذهنشون(!!) بوده که به من گفتن این جوری غلطه!
ولی به من نگفتن!!! میدونید دکتر!در تخیلاتتشون(!!) این جوری فکر کردن!!!!
من همین جوری برو برو دارم اینو نگاه میکنم ببینم تا کی میخواد وقاحت به خرج بده!!!!
دوباره باز حرفش رو تکرار میکنه!
میخواستم بهش بگم ببخشید خانم دکتر!!! مرسی از تشخیصتون!! واقعا من تو این ۲ جلسه این
جا ۶۰ تومان خرج کردم تا شما به این تشخیص به این مهمی در مورد من برسید!!
فقط این جا یه نکته میمونه!!! یا من مرض داشتم یا شما! که ۵۷۰ تا تست رو به من پس دادید
ببرم از اول بزنم!!! پاک کنم و از اول جواب بدم!!!!
بعد فکر کنم ۴ بار برای مشاوره دوباره توضیح دادم که این تست رو من یه بار کامل حل کرده بودم و
این جوری شده و ...بعد رفته از خانم منشی استعلام کرده و اونم لطف فرموده تایید کرده که آره!
اون یه بار کامل حل شده!!
و اِلا ایشون بعد از این همه جنگ و جدل فکر کرده بوده من فقط اون
موقع یه تعداد سوال جواب دادم بقیه رو خونه جواب دادم!! اصلا همینطوری حیروون مونده بودم! که
اون موقع تا حالا که داشتیم بحث میکردیم این کجا بوده اصلا؟؟؟! خیلی عجیب بود!
حالم داشت بهم میخورد! از اتاق اومدم بیرون با یه پاسخ نامه جدید!!! و مات از این وضع! و عصبی
البته!!!
-دلم میخواد بهم بگید که شما بودید چه کار میکردید؟! چه احساسی داشتید؟؟
-و دوم این که کسی حوصله داره این ۵۷۰ تا سوال رو بذاره تو وب تا من براش بفرستم؟؟؟هر
شهری که باشه مهم نیست!
اینا حقشونه! انگار چیه! انگار خودشون طرحش کردن! یا ترجمه اش کردن!!!! که امتیازش انحصاری
باشه!یه تسته،که احتمالا یه روانشناس اهل مینه سوتا طرح کرده و چند تا روانشناس ایرانی
بیچاره از جمله: فرشته موتابی،علی شهرامی،محمد نقی براهنی،جعفر بوالهری و رضا زمانی
ترجمه اش کردن! هیچ ربطی هم به اینا نداره!!