خیلی خسته ام!
از هر چی که وجود داره! از اون ۵-۲۴سالی که همش ترس بود و حشت و تهدید و خشونت و بغض و تنهایی و سکوت !سکوت !سکوت !
از اون آدم بیشعور تحصیلکرده ای!(تو پستهای اولم راجع بهش نوشتم) که ۱۲میلیون تومن منو نداد و اون زحمتای طاقت فرسایی که ۵سال براش کشیدم رو در یه آن به لجن کشید! و خرج سوگلی های دور و برش کرد و به هر روش و شیوه ای منو تهدید کرد که پولم رو فراموش کنم چون اون قلدر بود!می تونست! چون هر ۲۲بهمن میرفت فریاد میزد که: *اسرائیل باید از صحنه روزگار حذف شود!!!!* و حالا که سوگلی هاشو تا اروپا هم برده و براشون تو یکی از همون کشورا ویلا هم خریده و الان که اونا نه تنها به ریشش هم خندیدن بلکه آبرو و حیثیت کاریشو هم به گند کشیدن تمام کارا و بدیهایی که در حق من و شوهر آینده کرده رو یهو یادش رفته و مثل آدمهای معصوم و مظلوم و بیگناه دوباره برگشته و میخواد که بازم جمع و جورش کنیم!!!!حالم بهم میخوره از اون اشک هایی که با اون سن و سال پریشب ریخت! حالم بهم میخوره از خودم که شبش به شوهر آینده گفتم:دلم براش سوخت! خسته ام از این جمله شوهر آینده که هی میگه:دیدی اونی که کاراش و رفتاراش ابنقدر عصبیت کرده بود و برات کابوس شده بود چقدر ضعیفه!!!!
انگار اصلا متوجه نیست که تو اون برهه زمانی که ابن آقا فقط زوم کرده بود اول رو نابودی شوهر آینده و بعدم من چه فشار و استرسی خواسته و ناخواسته به من وارد شد که شرایط رو آروم کنم و یا مبارزه کنم!
به هر حال...
اون آقای به اصطلاح و به ظاهر خیلیییییییییی تحصیلکرده سرشناس ولی در باطن شارلاتان قالتاق!!!! بیشعور تحصیلکرده، دوباره وارد بازی شده!! یعنی خودش شروع کرده!! امشب زنگ زد و ۳۰/۱ ساعت عربده کشید و وقتی من دوباره بعد از یک سال ،مطالبات ۳ سال به تعویق افتادم رو طلب کردم،کفری شد و قرار شد که منو به خاک سیاه بنشونه!!!
جالبه! من نزدیک به یک ساله که تقریبا باهاش هیج ارتباطی نداشتم و حتی درست ندیدمش!! قید پولم رو ،هم به توصیه شوهر آینده و هم به خاطر حفظ آرامش خودم زده بودم!!
هیچ دلیلی هم برای تماس امشبش نداشت!! فقط یک ساعت فحش داد که تمام مردم ایران احمقند چون پشت سر من حرف می زنند و من خیلی آدم خوبیم!! یک ساعت فریاد کشید که از نظر من تمام مردم ایران و شیراز بیمار روانی هستند و من که سالمم اینو تشخیص میدم!!!
هر کی راجع به من تو تمام موارد خوب فکر نکنه کثافت و کثیفه و....
در تمام این مدت من بهش می گفتم خوب اینایی که می گید به من چه ارتباطی داره؟؟؟ که اونم عربده می کشید: اجازه بدید!!اجازه بدید!!!!!!!!!!!
آخرش هم کلافه شدم و بعد هم سر پولم شد که گفت شما تصورات منو راجع به خودتون بهم ریختید که الان می گید پولتون رو می خواید!!!!!!! و از این مزخرفات....که البته من خیلی خیلی مودبانه ولی قاطع در هر موردی جوابش رو دادم و در آخر هم که دیگه به حد جنون رسیده بود،قسم خورد که من رو به خاک سیاه مینشونه و از فردا با استفاده از نفوذش و به جان مادرش!!!(قسم خورد) از کار بیکارم می کنه و....
چون که من بعد از ۶ سال(از سال۸۰)گفتم پولم رو می خوام و اون پول دست اون حلال نیست و.....
این آدم یه مرد ۵۶ ساله است که تقریبا با هر آدم درست حسابی که دور و برش بوده و زیر باز زورگویی هاش و حماقت هاش نرفته به نوعی همین معامله رو کرده!از جمله با شوهر آینده و خیلی های دیگه...
زن و بچه هاش از دستش فرار کردن(دقیقا فرار کردن) و تا حالا با ۵۸۶۷۹۸۰۹ دختر،زن مطلقه و بیوه و .... رابطه داشته و یا خواستگاری کرده که یک از یک معلوم الحال تر بودن و جالب اینجاسبت که همنا هم بعد از یه مدت که خوب تیغش زدن،مثل زباله پرتش کردن بیرون!!!!
موقعیت و نفوذش هم ای جا و هم پایتخت بسیار زیاده و البته برای به دست آوردن این موقعیت سواری هم زیاد داده!!! ولی خودش با قلدری انکار می کنه!!
حرف و حدیث خیلی خیلی پشت سرش بوده و هست ولی تاحالا که همین قلدری و نفوذ به دادش رسیده ولی تا حدودی از این قضیه لطمه هم زیاد خورده!!!!!
مقام علمیش اینجا نسبتا بالاست و خودش امشب می گفت من مشهور ترین آدم اینجام!!!!!!!!!
به مقام شوهر آینده در حد مرگ حسادت می کنه و علاوه بر دردسر هایی که براش درست کرد،یه مبلغ قابل توجهی از پول اون رو هم خورد!!!!!!!
من تو محل کار فعلیم از عزت و احترام زیادی برخوردارم،این اونجا فقط یه مسوولیت کوچیک داره ولی با توجه به نفوذش ممکنه بتونه بقیه رو نسبت به من تو رودربایستی مقابل خودش قرار بده و هر کاری بکنه!!!
با توجه به شناختی که ازش دارم حتما این کارو می کنه!!!
به قول خودش من تنها کسی هستم که به هیچ عنوان کارهای اشتباهش رو حتی تایید هم نمی کنم!!! امشب هم که داشت اینا رو میگفت(اخراج من و به خاک سیاه نشوندنم و ...) با گفتن جمله بروووو بابا ،تلفن رو قطع کردم!!(بعد از ۳۰/۱ ساعت عربده کشی اش و در آخر تهدید کردن من!).
به قول خودش همیشه در برابر من محترمانه خیط شده!!!!!!
امشب می گفت که من قادرم هر کسی رو که بخوام حمایت کنم ولی انگار شما خیلی رو پای خودتون ایستادین!!!!! از آدمهای دور و برش که بهش هیچ گونه وابستگی (از هر لحاظ)ندارند و مستقلند،به شدت وحشت داره و به هر طریقی سعی در نابود کردن و خرد کردنشون داره!!!!! هر بار یکی و اینبار بعد از مدتها تلاش کردن و نتونستن بازم اومده سروقت من!!!!!!!!!!
همه همکارهای همرده خودش که راجع بهش بامن صحبت کردن،تمام خصوصیات بالا بعلاوه خیلی موارد دیگه رو راجع بهش میگن و تایید میکنن.
میگم که! صابونش به تن خیلی از آدم های درست حسابی خورده....
امشب که دیگه آخراش که داشت تهدید میکرد و ... من هم به سیم آخر زدم و بهش گفتم خیلی هم خوبه! هیچ مساله ای نیست!! پول من رو بیارید بعدش هر کار که دوست داشتید بکنید....
می دونم این به من پول بده نیست!!! تازه به قول شوهر آینده ۱۲ میلیون اون سال کجا و تورم و سود پول الان کجا!!! حالا به روز کردن پول پیشکش!! اون همون اصلش رو هم نمی ده !!!!!!!!
نمی خواستم اینا رو اینجا بنویسم ولی نمی دونم چی شد که نوشتم؟!!
یه توضیح کلی: هم من و هم شوهر آینده یه مدت با این آقا کار کردیم(البته من بیشتر)و الان هم که چوبش رو داریم می خوریم!!!!!!! به طور کلی می گه من پول شما رو نمی دم و شما هم حق ندارید این رو جایی بگید!!!! البته هم من و هم شوهر آینده قید پولمون رو زده بودیم ولی خودش باز اومد و شروع کرد!!!! امروز با همکارش که راجع بهش صحبت می کردم می گفت که این اسکیزوفرنی داره چطور شما تاحالا متوجه نشدید؟؟؟؟؟؟